سفارش تبلیغ
صبا

پرسشکده

سلام

میخوام یه قسمت به وبلاگم اضافه کنم مثلا با عنوان اینکه : کتابی که الان مطالعه میکنم

یا مثلا پیشنهاد کتاب . که هم تصویری از جلد کتاب توش باشه هم یه سری توضیحات خیلی کوتاه و هم یه لینک از توضیحات کامل کتاب . منتها صادقانه بگم در زمینه ی طراحی وب تخصصی ندارم و به ذهنم رسید تا از دوستان کمک بگیرم تا اگر میتونن کد این قسمت را برام بفرستن یا در نوشتنشه کمک کنن .

یا تشکر

یا علی


[ سه شنبه 87/11/22 ] [ 1:37 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله الجمیل

سلام ...

قصه گویی یکی از شیوه های رایج قرآن کریم در بیان و انتقال مفاهیم و معرف دینی و اخلاقیست . موارد استفاده از این روش موثر را در جای جای قرآن میتوان مشاهده کرد که یکی از این موارد داستان حضرت یوسف (علیه السلام) است که با عنوان احسن القصص از آن یاد شده است .

در رابطه با اینکه دلایل استفاده ی خداوند در قرآن از قصه بعنوان محملی برای بیان حقایق و معارف دینی چیست بحث بسیار است و صد البته نه در تخصص حقیر است و نه اینجا مجالی برای بازگو کردن آن . اما آنچه انگیزه ی نوشتن این یادداشت شد پخش هفتگی سریالی با عنوان یوسف پیامبر است به کارگردانی فرج الله سلحشور .

لزوم بیان و انتقال این معارف عمیق و انسان ساز از طریق رسانه ی فراگیری همچون تلویزیون بر کسی پوشیده نیست و تجربه ی موفق سریالی هایی همچون امام علی(علیه السلام) ، امام رضا (علیه السلام) و مریم مقدس (سلام الله علیها) تاثیر فراوان و عمیق این رسانه را بر جامعه نشان میدهد . اما نکته ای نباید از آن غفلت شود نوع و نحوه ی بیان این قصص مبارک و همچنین سلامت معرفتیست که از طریق این رسانه منتقل میشود چرا که اساسا اگر با پخش اینگونه برنامه ها مخصوصا از سوی کسانی که به جریان مذهبی و انقلابی وابستگی هایی هم دارند و با توجه به اینکه بخش عظیمی از مردم جامعه فاقد مطالعات دینی و تاریخی هستند معرفتی انحرافی ، التقاطی و یا نادرست به عموم جامعه منتقل شود همان بهتر است که اصلا این سریال ها را نسازیم !

نکته ی دیگری که مسئولین رسانه و سازندگان اینگونه آثار باید نسبت به آن توجه کافی را مبذول دارند شان و مقام پیامبران الهی و جایگاه رفیع آنان است

که این نکته باید در تمام لحظات مورد توجه باشد تا خدایی ناکرده شان و جایگاه این رسولان معصوم خداوند مورد تعرض قرار نگیرد و یا بواسطه ی عمل آنان شان آنان تنزل پیدا نکند .

چرا که قطعا ماموریت و شخصیت ایشان از تمام مشاهیر و مفاخر ملی و تاریخی ارفع تر بوده و تذکر این نکته قطعا برای اوالالباب لزومی ندارد .

مسئله ی بعدی که تذکر آن لازم بنظر میرسد هزینه ی ساخت و پخش این سریال هاست که از محل بیت المال و بودجه های عمومی است و در هزینه کرد آن باید نهایت دقت و توجه را داشت تا احیانا در جهتی خلاف اهداف اسلامی و انقلابی صرف نشود  (هرچند که 1 ریال باشد ).

و اما نکته ی پایانی این که پرداختن به اینگونه سوژه ها باعث بسته شدن باب ساخت سریال و فیلم در این حوزه ها میشود و این رسانه یعنی تلویزیون مانند کتاب نیست که بر فرض نوشته شدن یک کتاب بد در یک زمینه کتابهایی در رد و یا اصلاح آن در همان مورد نوشته شود و ضعف های آن را بر طرف سازد ، به همین علت باید در ساخت این سریال ها بسیار دقت کرد و اگر کسی

واقعا توانایی ساخت اینگونه سریال ها در خود نمیبیند بهتر است که اصلا دست به ساخت یک همچین موضوعاتی نزند .

در ادامه به ذکر برخی از ایراداتی که به سریال یوسف پیامبر ساخت فرج الله سلحشور از نظرگاه حقیر وارد است میپردازم ،

اولا لازم میدانم که بگویم این انتقادات فقط و فقط متوجه سریال است و هیچ ارتباطی ه شخصیت جناب سلحشور ندارد و دوما اینها ایراداتی بود که به نظر اینجانب رسید و قطعا

متخصصین و علما میتوانند با تعمق و تفکر بیشتر به بیان اشکالاتی وارد تر و تخصصی تر نسبت به این ساخته ی سلحشور بپردازند .

و در پایان از دوستانی که با ارائه نظراتشان بنده را مورد تفقد خود قرار میدهند بسیار ممنون و متشکرم . 

(بعد از ذکر هر مورد از اشکالات یک نمونه از ساخته های موفق پیشین صدا و سیما را بعنوان شاهد مثال آورده ام تا نگویند امکان نداشته و یا اصلا کسی بهتر از ما نمیتوانسته بسازد)

واما :

1. دیالوگ نویسی : دیالوگ ها چند پاره اند یعنی قسمت هایی که عینا از قرآن اخذ شده اند با بقیه قسمت ها کاملا متفاوت اند ، دیالوگ ها شان تاریخی ندارند و در بعضی از موارد به گفتگوهای عامیانه شبیه ترند تا دیالوگ های یک فیلم تاریخی ، همچنین دیالوگ ها با توجه به جنسیت ، سن و شخصیت کاراکتر ها تفاوتی نمی کنند در حالیکه باید تمام این موارد با شنیدن دیالوگ ها مشخص باشد . برای مقایسه به دیالوگ های فیلم امام علی (علیه السلام) توجه کنید .

2. دکورها : علی رغم صرف هزینه های هنگفت(حدود 1 میلیارد تومان) برای ساخت دکورها و ساختمان ها به هیچ وجه از آنها استفاده کافی نشده است  بعلاوه گاهی اوقات دکورها بیشتر شبیه ساختمان های امروزی هستند تا یک تمدن در چند هزار سال قبل .برای مقایسه به دکورهای فیلم مریم مقدس(سلام الله علیها) توجه کنید که در حالیکه هزینه ی کمتری داشته اند اما فضا را بشدت القا میکردند .

3.فیلم برداری : فیلم برداری فیلم به هیچ وجه تاریخی نیست و اصلا فضای تاریخی را القا نمیکند بعلاوه یکی از دلایل خوب دیده نشدن و عدم

استفاده کافی از دکورها همین فیلم برداری ضعیف است باز هم برای مقایسه به فیلم برداری فوق العاده فیلم مریم مقدس(سلام الله علیها) توجه کنید .

4. موسیقی : موسیقی فیلم به هیچ وجه تداعی کننده محیط مصر باستان یا داستان یوسف پیامبر نیست فقط برای درک منظورم شما را به گوش دادن دوباره به موسیقی فیلم های امام رضا و امام علی (علیهم السلام) دعوت میکنم .

5. گریم : بعضی از بازیگران اصلا گریم نشده اند ، به غیر از معدود بازیگران اصلی بقیه اصلا پیر نمیشوند ،گریم برخی از شخصیت های مسن فیلم بیشتر شبیه کسانی است که مورد ضرب و شتم واقع شده اند ، رعایت حجاب اسلامی در گریم زنان فیلم به اندازه کافی نشده است ، گریم برخی از بازیگران مخصوصا بازیگر نقش یوسف دائما در حال تغییر است و گاهی در دو صحنه متوالی با دو گریم متفاوت روبرو میشویم

، گریم بعضی از بازیگران زن در شان یک فیلم دینی نیست و گاهی بسیار محرک است برای مقایسه به گریم های فوق العاده فیلم امام علی(علیه السلام) توجه کنید

6. کش دار بودن: تعلیق های بی جهت و کش دار بودن بی اثر برخی از صحنه ها که اصلا در فیلم جایگاهی ندارند که گاهی تا نیمی از زمان یک قسمت را هم دربر میگیرد در این زمینه نیازی به ذکر نمونه ی موفق نیست چون عدم تعلیق بی جهت یک اصل است و تمام سریال های موفق تاریخی و غیر تاریخی از این اصل پیروی میکنند .

7. جلوه های ویژه : در فیلم از جلوه های ویژه درست و به جا استفاده نشده است در حالیکه بر خلاف تصور رایج بسیاری از جلوه های ویژه آنقدر ها هم پر هزینه نیستند . در مراحلی هم که از جلوه های ویژه استفاده شده بیشتر فیلم را مصنوعی کرده تا به هدف سریال کمک کند . متاسفانه در این زمینه هنوز سینمای ما بسیار عقب هست و نمونه ی بارزی را به خاطر ندارم هرچند در سریال های دیگر به دلیل بهره گیری کافی از دیگر پتانسیل های نمایشی این ضعف زیاد به چشم نمی آید .

7. انتخاب بازیگران : به استثنای بازیگر نقش یوسف که هم از جهت ناشناس بودن و هم از جهت بازیگری مورد قبول میباشد بقیه بازیگران اصلا در جای خود استفاده نشده اند برای مثال و بدون توضیح اضافی به انتخاب بازیگران نقش های بوتیفار ، آخن آتون و بازیگر نقش کودکی یوسف ، نقش یعقوب و... توجه کنید و این مورد را با بازیگران فیلم امام علی(علیه السلام) و اصحاب کهف که ساخته ی دیگر جناب سلحشور است مقایسه کنید .

8. فقدان روابط علی و معلولی : در این فیلم گاهی اوقات اتفاقاتی بدون اینکه علت منطقی داشته باشند همینطور پشت سر هم قرار گرفته اند که باعث عدم باور پذیری و تخیلی شدن سریال میشود ، برای نمونه به مرگ و میر های بی تناسب ، پیر شدن ها و جوان ماندن های عجیب ، رفت و آمد بی دلیل مردم در خیابان ، اصلاح شدن دفعی برخی از افراد ، فراموشی شراب دار و ... توجه کنید و برای مقایسه هم به همان نکته  6توجه کنید

9. زلیخا : در رابطه با زلیخا به جز بازی فوق العاده خانم ریاحی نکته ی موفق بنظر نمی رسد . و بیش از همه تاکید بی مورد بر روی عشق زلیخا و یا زیبایی او و در کل انتقال این احساس که زلیخا یک عاشق دلباخته است و گناهی ندارد و ایجاد حس همدردی با زلیخا از موارد قابل اشاره است . بعلاوه به دلیل جنبه های جنسی این داستان در روایات داریم که مجردین سوره ی یوسف(علیه السلام) را نخوانند و در عوض سوره ی نور بخوانند و حالا با توجه به این نکته به تاکید بیش از حد کارگردان به این جنبه نگاه کنید . برای مقایسه هم به سریال مریم مقدس(سلام الله علیها) رجوع کنید .

10. ایرادات تاریخی : برای این قسمت به دلیل این که این ایرادات بسیار است و ذکر تمام آنها مجالی جداگانه را میطلبد فقط به شکل تیتر وار بخشی از ایرادات را لیست میکنم از جمله :

شخصیت یعقوب پیامبر که اصلا وظیفه ی پیامبری فراموشش شده  ، یکتاپرستی فرعون ، شخصیت زلیخا ، همسران یعقوب ، شهر فدان محل تولد حضرت یوسف که علی رغم روایات تاریخی بسیار خشک و کویری و محقرانه نشان داده شده است ، مرگ مادر حضرت یوسف و ... که بسیاری از این انتقادات را بزرگان و علما و تاریخدانان کرده اند و جناب سلحشور فقط و فقط با پرخاش و ذکر این نکته که 100 جلد کتاب در این زمینه خوانده جواب گفته اند و برای مقایسه باز هم به نکته 6 رجوع کنید .

11.  مواردی از مفاهیم التقاطی و انحرافی که برخی از آنها تاثیر اسرائیلیات بر معارف ماست و جناب سلحشور بی هیچ توجهی آنها را در فیلم تاثیر داده اند

- فرعون یک شخصیت دوست داشتنی است و اصلا ظلمی نمیکند و همه او را دوست دارند !

- یعقوب پیامبر نیست بلکه انسان بیکاریست که به جای بشارت و انذار دادن مردم فقط لبه جاده نشسته و اشک میریزد و نهایتا در حد یک چوپان که مابین فرزندانش آشکارا تبعیض قائل میشود تنزل پیدا کرده است !

- زلیخا بیش از آنکه یک زن بوالهوس باشد یک عاشق دلبخته و قابل ترحم است !

- یوسف در کودکی برای عزیز مصر خوک ! بعنوان غذا بر سر سفره می آورد !

- فرعون زمانی که میخواست یکتاپرست شود(اصل این موضوع مورد تردید است) در آب این عمل انجام شد

- تمام مشکلات مصریان ناشی از عملکرد کاهنان نشان داده شده است و فرعونیان رسما تبرئه شده اند

- در صحنه ی بریدن دست زنان زلیخا خیلی مصنوعی به آنها امر میکند که میوه را ببرند

- یوسف فقط زمانی که در قصر زلیخا بود به او چشم نمیدوخت در حالیکه در قصر فرعون یا دیگر قسمت های فیلم خیلی طبیعی چشم در چشم زنان با آنها سخن میگوید

12.  بسیاری از این ایرادات به ذات و ماهیت رسانه ی مدرنی مانند تلویزیون یا سینما بازمیگردد و البته جناب سلحشور هم با آغوش باز این اقتضاعات را پذیرفته است . برای مطالعه بیشتر و دقیق تر این معنا به کتابهای آئینه جادو نوشته ی شهید سید مرتضی آوینی مراجعه کنید.

برای مقایسه کلیت سریال با آثار برتر تاریخی-مذهبی تلویزیون دیدن دومرتبه و با دقت و در مقام مقایسه سریال های امام علی(علیه السلام) شاهکار ماندگار داوود میرباقری، مریم مقدس(سلام الله علیها) ساختهی تحسین برانگیز و تحسین شده از سوی مردم و متخصصین شهریار برحانی، امام رضا(علیه السلام) ساخته ی موفق مهدی فخیم زاده دعوت میکنم .

در مجموع و با در نظر گرفتن تمام ایرادات و نقایص این مجموعه میتوان گفت بهتر بود جناب سلحشور اصلا این فیلم را نمیساختند چرا که تصویر یوسف در این فیلم بیشتر از این که شبیه یک پیامبر بزرگ باشد که داستانش در قرآن به احسن القصص تعبیر شده است شبیه یک جوان زیبا رو و مصلح اجتماعی است که با نزول پیاپی فرشته خداوند از انحرافات بازداشته میشود .

به جهت اطاله ی کلام پوزش میطلبم

.السلام علی من التبع الهدی


[ جمعه 87/11/18 ] [ 2:20 عصر ] [ دازاین ]

بسم الله المصور

سلام

چند روز پیش یه یادداشت دادم راجع به اینکه چه جوری میتونیم شر اسرائیل رو از سر جهان اسلام کم کنیم ؟ بماند که متاسفانه یا هیچ کس هیچ نظری نداشت یا حوصله نظر دادن نداشت ! ولی یکی از رفقا که لطفشون همیشه ما رو شرمنده میکنه ، بازم مثل همیشه با انرژی جواب من داد ! و من هم یه پاسخ کوتاه دادم ، اما ایشون ( کامران خان ) مثل اینکه قانع نشده بود خیلی تند و تیز تر جوابمو داد ! من اول میخواستم تو صفحه ی پاسخ مدیر وبلاگ پاسخ بدم ولی بعد گفتم بهتر که همه وارد بحث بشن . به هر حال این جواب دوم کامرانه و من هر بعد از پاسخه خودمو دادم ، قضاوت با خدا !

جواب کامران :

سلام بچه مسلمون

بابا مسلمون .... مسلمون ... مسلمون ... !

فکر کردی مطالب وبت رو نمی خونم ؟ پستی رو که گفتی همون روزی که گذاشتی تو سایت خوندم .

مسلمون ،‏ واسه مشکلاتی که گفتم راه کار ندادی‏؟

مسلمون ، دوست داری فلسطین و لبنان و عراق و افغانستان و دیگر کشورهای مسلمون! رو هم مثل خودت این طور مسلمون کنی ؟

راست میگی اون اسلامی رو ایجاد کن که علی و پیغمبرش می خوان و بعد اون رو ترویج کن .

در بیار اون کله رو ... در بیار . سردت میشه !

 خداییش یه نگاه به خیابون های قم کردی ؟ خداوکیلی راستش رو بگو . تا حالا از نزدیک با یه بچه فقیر که گوشه خیابون داره تو سرما دست فروشی می کنه حرف زدی ؟ ازش پرسیدی دردش چیه ؟

اگه پای حرفای یکیشون بشینی ، اگر دق کردی و مردی ، به مرگ انسانیت مردی !

بذار پول نفتی که حق این بدبخت هاست ، پول صدقه ، پول ذکات ، پول خمس و پول مالیات و هر پولی که حق قشر آسیب پذیر جامعه است ، صرف خودشون بشه . به خدا اون دنیا باید بابت سکوت و یا حتی حمایتی که از این دزدی در حق اینا می کنیم جواب پس بدیم . به خدا باید جواب پس بدیم .

حالا بچه مسلمون بگو ببینم کدوم واجبه و کدوم چراغی که به مسجد حرامه ؟

و پاسخ من :

مگه بچه مسلمون بودن فحشه که بعد از گفتنش خندیدی ؟ بماند ...
اما اینی که گفتی تا حالا به فقرا سر زدم یا نه و دردشون رو می دونم یا نه ،  راجع به خودم بازم بماند اما همین آدمایی که الان بیشتر از همه برای جهان اسلام دلشون میسروزه از تمام ( با قطعیت میگم ) آدمایی که کار هر روزشون شده نق زدن و فقر رو دلیل بی توجهی به بقیه مسلمونو دونستن بیشتر برای همین فقرا زحمت کشیدن و خون دل خوردن ! ( خواهشا یه مقدارم ما رو دلسوزه ملت بدونید ، ما اونقدرایی هم که فکر میکنید بد جنس نیستیم ! )
اما اینی که گفتی جواب برای سوالات ندادم ، خوب جواب سوالات این بود که این گرفتاری های ما هم از نامسلمونیه بعضیاست ! اما ، اسلام دینه جامعیه اولا ، مرز و جغرافیا نداره دوما ، حل شدن مسئله ی اسرائیل به خیلی از مشکلات اقتصادی ما هم پایان میده سوما . و خوب راهکار اجرایی که در حیطه ی تخصص من نیست و به اقتصاد دان ها و مسئولین برمیگرده . و اما این که این کمک کردن ها دزدیه !!!! نمیدونم چی بگم ! و اما این که قشر آسیب پذیر ( این یه جور فحشه ) راضی نیست که پول مملکت برای کمک به فلسطین و لبنان خرج بشه ! من حاضرم قسم بخورم که همین طبقه ی مستضعف هزاران بار بیشتر از تمام ثروتمندان و مرفهین جامعه  به فلسطینی ها کمک کرده و الان راضیه به این کمک ها . و اما تو مقدار کمک های دولت رو ( منصرف از کمک های مردمی ، چون میدونی راجع به اون نمیتونی اظهار نظر کنی ) نسبت به بودجه کل کشور و پول هایی که حیف و میل میشه ! دزدی میشه ! در جای نامناسب خرج میشه و ... میدونی که اینقدر قاطعانه میگی اگر به فلسطین کمک نشه همه از فقر درمیان !؟؟ و راجع به این که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامست ! اینم از اون ضرب المثل های دروغه ! که هیچ پشتوانه ی روایی و دینی نداره بلکه برعکسش از سنت ائمه قابل استخراجه ! بماند ! پاسخ جامع و مانع تره این سوالو تو سایت ها و وبلاگای مختلفی میتونید پیدا کنید و نیاز به تفصیل بیش تر نمیبینم ، اما یه جایی هست که رجوع به اون تمام مشکل رو حل میکنه ، نیازی هم به اینترنت و بحث و جدل نداره اونم وجدان الهی همه مونه ! بی شک پاسخت رو اونجا پیدا میکنی !
و اما نکته آخر ، شک نکن تو هم بچه مسلمونی ! و یه پله از بقیه جلوتر ! حالا بگو چرا ؟ چون تو نسبت به مملکتت ، مردمش و آیندش حساسی در حالیکه الان چیزی که خیلی فراگیر شده بی تفاوتی و فقط به فکر خود بودن !
موفق باشی ، یاعلی
والسلام علی من التبع الهدی

 


[ سه شنبه 87/11/15 ] [ 7:12 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله المنتظر

سلام

متن زیر نطق میان دستور حمید رسایی نماینده تهرانه ، که البته برادران آزادی بیان تحملش نکردن ! خوب دیگه اینم یه جورشه ! آزادی بیان !!!!! اما جدای از این مسائل به نکات جالبی اشاره کرده ! دقت کنید ! برای انتخابات اگر سید خواست بیاد به دردتون میخوره ! بالاخره 8 سال رئیس جمهور بوده ! کم خیانت نکرده به این مملکت !

منبع سایت رجا :

اعتراض و ایجاد تنش از سوی 2 نفر از نمایندگان اقلیت درباره نطق میان دستور امروز حمید رسایی که کارنامه 8 سال دولت اصلاحات را به طور خلاصه بازخوانی کرد، سبب شد تا دقایقی صحن علنی مجلس متشنج شود.

به گزارش رجانیوز، مصطفی کواکبیان و علی اصغر یوسف‌نژاد، در واکنش به نطق نماینده مردم تهران در مجلس که گفت: «جرج بوش از چه افراد و شخصیت‌هایی بارها و بارها در ایران حمایت کرد و آنها در زیر عبای شکلاتی چه کسی پنهان شده ‌بودند؟» این اظهارات را توهین به خاتمی رئیس جمهور سابق ‌دانستند و با صدای بلند و حرکت به سمت رسایی برای دقایقی جو مجلس را متشنج کردند.

یوسف‌نژاد که قصد داشت با حرکت به سمت وی اعتراض خود را به گوش رسایی برساند با ممانعت سایر نمایندگان مواجه شد و با وساطت آنها به صندلی خود بازگشت.

در این میان، محمدرضا باهنر که ریاست جلسه علنی را بعد از لاریجانی برعهده داشت، با به صدا درآوردن زنگ مجلس از نمایندگان خواست که نظم جلسه را حفظ کرده و به صندلی های خود بازگردند.

حداد عادل نماینده تهران نیز که ناطق بعدی بود، دقایقی به دلیل به هم خوردن نظم جلسه در جایگاه ایستاده بود.

متن کامل نطق حمید رسایی

ضمن تبریک فرا رسیدن ایام الله دهه فجر و گرامیداشت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب و یاد شهیدان و امام شهیدان.

نمایندگان محترم ملت شریف ایران اکنون که در آستانه ورود به دهه چهارم پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته ایم، طبعا انتظار این است که نتایج پربار انقلاب اسلامی مورد توجه همه نخبگان قرار گیرد اما متاسفانه شاهدیم که برخی با بداخلاقی های سیاسی در حالی که باید خود پاسخگوی فرصت هایی باشند که با بی تدبیری در دولت شان، آنها را به تهدید تبدیل کردند ، مهمترین امتیازات دولت نهم را مورد هدف قرار داده اند ! بنده امروز در فرصت این نطق علی رغم میل باطنی ام ، نه در دفاع از دولت مردمی ، ولایتمدار، مکتبی ، پرکار ، استکبار ستیز ، عدالت طلب و حامی محرومان ، بلکه در دفاع از آرمان ها و ارزش هایی که در هشت سال حاکمیت تندروترین نیروهای یک جریان سیاسی و در قالب شعار اصلاح طلبی مورد بدترین بی مهری ها قرار گرفت ، سخن بگویم.

گفته اید که در این چند سال شهیدان مظلوم واقع شدند و بیشترین هزینه را داده اند! گفته اید که امروز کسانی که روحشان ، جانشان و سابقه شان با شهادت ، مقاومت و ایثار رابطه ای ندارد به ارزش ها متوسل می شوند!

در پاسخ از این جماعت پرمدعا باید پرسید بای ذنب تهمت؟ یادتان رفته که در دوره شما بود که سرور و سالار شهیدان به سخره گرفته شد و یار با وفای شما که امروز به دلیل مواضع ضد دینی اش حتی شرم دارید نامش را بر زبان آورید، خشونت کربلا را نتیجه خشونت جنگ بدر دانست ! یادتان رفته که ارمغان آزادی شما به انتحاری نامیدن شهادت طلبی انجامید. شهادت طلبان بسیجی که جرمی جز حرکت در خط ولایت فقیه ندارند، در برابر شما با شلاق "توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد"، نواخته شدند و شما نه تنها سکوت که با لبخندتان شعار دهندگان را تشویق کردید. روزنامه دولتی ایران که در دوره شما خط شکن ارزش ها و حاکم ساختن سکولاریسم بود ، هر ساله در آستانه ماه محرم با درج مقالاتی با زیر سئوال بردن عزاداری از اینکه چرا ما ملتی غمناک هستیم، قلم فرسایی می کرد و از افزدون دهه صفر ، دهه فاطمیه ، دهه محسنیه بر دهه عاشورا گله مند بود. راستی اینها در زیر عبای چه کسی پنهان شدند و دل خانواده شهدا را خون کردند ؟!

هنوز از یاد نبرده ایم افاضات وزیر لندن نشینتان را که در بکار بردن واژه مقدس برای دوره دفاع مقدس تردید داشت ، همو که امروز در آن سوی مرزها به العربیه و شرق الوسط سرویس می دهد و روزگاری در خصوص تخریب مقدسات چنان عمل کرد که حوزه مقدسه قم به نشانه اعتراض برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی با راه اندازی تحصنی عظیم در مسجد اعظم قم خروشید ، تحصنی که حضور مراجع تقلید و علمای بزرگی همچون آیت الله مشکینی ، آیت الله یزدی و آیت الله جوادی آملی را به دنبال داشت و رهبری معظم انقلاب در وصف خدمات این وزیر مورد حمایت شما فرمود : برخی طوری عمل می کنند که دشمن برایشان کف می زند.

آیا غیر از این بود که مردی با عبای شکلاتی خود پناهگاه آنها شد و کار را رساند به آنجا که امروز حتی شیخ غیرتمند اصلاحات هم طاقتش طاق شده و از هم نشینی با شما اعلام برائت می‌کند؟!

البته از یک منظر شما درست فرموده اید، در دولت نهم شهدایی مانند شهید آبراهام لینکلن که شما آنها را خوب می شناختید و در مصاحبه با خبرنگار CNN از او به این تعبیر یاد کرده اید و بعدها برای بازماندگانش نامه نوشتید و شروط ذلت باری همچون عدم حمایت از حماس و کمک در خلع سلاح حزب الله و تعلیق غنی سازی هسته ای را پیشنهاد دادید تا ما را محور شرارت ندانند، مظلوم واقع شدند !

ما معنی مقاومت را از این مواضع شاه سلطان حسینی شما و وکیل الدوله های اصلاح طلبتان بویژه در مجلس ششم فهمیدیم ، آنگاه که حقیرانه و با پذیرش ترس در برابر دشمن در همین مجلس و از پشت همین تریبون نطق کردند و به رهبری معظم انقلاب نامه نوشتند و پیشنهاد سر کشیدن جام زهر و پذیرفتن شروط آمریکای جنایتکار را دادند.

گفته اید که گاهی اسم جمهوری اسلامی هست ولی به دلیل بداخلاقی ها یا تبعیض معلوم می شود که ما از مسیر منحرف شده ایم ، این جمله را از شما می پذیرم ولی تاکید می کنم که این کمترین درجه انحراف در جمهوری اسلامی است ولی بی‌شک کسانی که استانلی روم ، معاون سازمان امنیت ملی آمریکا در سال 1380 از ظهورشان خبر می دهد، اوج درجه انحراف را نشان می‌دهد، آنجا که گفت : " آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی باناکامی مواجه کرده ، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است . ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده اما نا امید نیستیم ، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند."

اوج انحراف جمهوری اسلامی از مسیر حقیقی آن زمانی است که عده ای به دنبال حاکم کردن جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه باشند ، همانطور که در سال 1381 و در همایش های خارجی گروه های ضدانقلاب مطرح کردند: " از این پس نباید از براندازی جمهوری اسلامی حرف زد. باید از تشکیل جبهه ضد دیکتاتوری و ضد ولایت فقیه استقبال کنیم. یعنی تلاش برای جذب نیروهایی که جمهوری اسلامی را می خواهند اما ولایت فقیه را نمی خواهند."

شما بگویید چه کسانی در این سال ها به دنبال حذف ولایت فقیه و یا استقرار نظام جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه بودند. چه کسانی شعار حاکمیت دوگانه و لوایح دوقلو را عرضه کردند. راستی شما نمی دانید جناب جرج دبلیو بوش از چه احزاب و شخصیت هایی در ایران بارها و بارها حمایت کرد و آنها در زیر عبای شکلاتی چه کسی پنهان شده بودند؟!

گفته اید که امروز کسانی، اهالی ایثار و شهادت را از صحنه اجرایی کشور بیرون می کنند تا سلیقه خود را حاکم کنند!؟

به راستی دولت نهم که مهمترین ویژگی اش صراحت لهجه در دفاع از آرمان‌های انقلاب و مدیران آرمانگرا و ارزشمدار است ، می کوشد تا اهالی ایثار و شهادت را از صحنه اجرایی کشور بیرون کند یا آنها که به فرموده رهبری معظم انقلاب : "متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، می دیدیم که بعضى از کسانى که مرتبط با مسئولین بودند یا حتى خودشان مسئول یک بخشى بودند، کأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل دیگران شرمنده‏اند و خجالت می کشند که حقایق انقلاب را بر زبان جارى کنند یا آنها را پیگیرى کنند یا به آنها اهمیت بدهند! این براى یک جامعه خیلى بلاى بزرگى است؛ این را شما (دولت نهم) ندارید."

گفته اید که در گذشته کاری شد تا همه قدرت های جهانی گفتند که منافقین تروریستند ، اما عملکرد امروز باعث شده تا نام این گروهک از لیست گروه‌های تروریستی در اروپا خارج شود.

از این که نمی دانید یا خود را به تجاهل می زنید که چرا اروپا این چنین مضطرب پس از سال ها مجددا به منافقین قدیم دل خوش کرده ، متعجبم ! اروپا و آمریکا در سال های گذشته همواره به عوامل نفوذی خود که به برکت ساده لوحی شما در بدنه اجرایی کشور نفوذ یافته بودند، دل خوش داشتند. راستی پاسخ دهید که در کدام دولت روند غرب باوری و گرایش های سکولاریستی در مدیران نظام حاکم شده بود که رهبری انقلاب جلوگیری از گسترش آن را از امتیازات دولت نهم دانستند و فرمودند : "روند غرب‏باورى و غرب‏زدگى را که متأسفانه داشت در بدنه مجموعه‏هاى دولتى نفوذ می کرد، متوقف کردید" و "گرایش‏هاى سکولاریستى که در بدنه‏ مجموعه‏ مدیران کشور نفوذ مى‏کرد جلویش را گرفتید." بدیهی است که از وقتی با ظهور دولت نهم عرصه بر این منافقان جدید تنگ شد ، تمام چشم ها به همان منافقین قدیم دوخته شود.

برادر من! کاندیدا می شوید یا نه، نمی دانم . هرچند از این ادبیات رایحه تخریب و کاندیداتوری به مشام می رسد، و من نیز امیدوارم کاندیدا شوید و همه دوستانتان را به یاری بطلبید و خود را در برابر آزمون انتخاب مردم قرار دهید تا ببینید مردم کدام چشم را انتخاب می کنند ، چشم پف کرده و سرخ شده شما را که به اقرار مسئول دفترتان برای تماشای فوتبال دو تیم خارجی تا نیمه شب بیدار مانده یا چشمان قرمز و خسته دولتی را که برای حل مشکلات مردم محروم در این استان و آن استان تا نیمه شب بیدار مانده، اما شما را به خدا قسم اگر می خواهید به میدان بیایید، مقاومت و ایثار و شهادت و دین باوری را دست مایه سیاست بازی تان قرار ندهید که پیش از این بر آزادی و اصلاحات و جامعه مدنی دست گذاشتید و عاقبت آنها را دیدیم ، ما را به خیر شما امید نیست ، شر مرسانید.


[ دوشنبه 87/11/14 ] [ 8:42 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله الستار

سلام
چند نکته به جای مقدمه :
1. بابت تاخیر یک ماهه پوزش میطلبم البته هرچه فریاد دارید بر سر امتحانات بزنید
2. این مقاله آخرین مقاله از کتاب آغازی بر یک پایان است که در این سطح و سیر بررسی میکنیم
3. ارائه خلاصه مطالب مطرح شده در جلسات مباحثه فقط و فقط برای آشنایی بیشتر دوستان با نظرات شهید آوینی و به همین دلیل توصیه اکید دارم کتب را تهیه کنید و راسا مطالعه و تعمق بفرمائید روی مقالات
4. جملاتی که داخل " این علامت قرار دارن دقیقا از روی متن مقاله بدون هیچ تغییری آورده شده اند که خوب بدلیل این بوده که خودشون به اندازه کافی گویا و رسا بودن و نیازی به قلم الکن حقیر نبوده قطعا
5. ممنون میشم اگه نظراتتون رو هم راجع به خود مطالب و هم سبک نگارش و ارائه اونها بنویسید
.......
مقاله " نظم نوین جهانی و راه فطرت " به نوعی خلاصه ای از مطالب مطرح شده در مقالت پیشین است و به همین دلیل مطالعه ی آن بسیار سودمند میتواند باشد .
آنچه در پیش رو میبینید اهم مطالبی است که در جلسات مباحثه این مقاله مطرح شد باشد که  امید است مقبول افتد :
- تحلیل گرایی اگر از حکمت که شهود عالم حقیقت است نزد دینداران منشاء نگرفته باشد راهی به حقیقت نخواهد برد
-"مهم ترین مانع در راه گسترش لیبرالسیم که غفلت بشر مدرن از ساحت حقیقت است "مرگ آگاهیست .
- وجود انسان با حقیقت متحد است و حقیقت همیشه نزد او حضور دارد ولی ظهور آن منوط به توجه انسان است .
عقل بشر محاط در عالم است و بنابراین منبعی نه چندان قطعی و لامحال برای کشف حقیقت ؛ "معرفت دینی معرفتی متافیزیکی است و کلی و مطلق ، اما قوانین علمی ‌‌(که محصول عقل خودبنیاد و منقطع از وحی است)غیر قابل تعمیم و اطلاق ، اثبات ناپذیر و در عین حال ابطال پذیر ، غیر برهانی و غیر یقینی هستند(برای مطالع بیشتر رجوع کنید به اشکالات هیوم بر استقرا و نظریه ابطال پذیری قوانین علمی در آراء کارل ریموند پوپر) بنابراین نباید انتظار داشت که علم بتواند ما را معرفت حقیقی برساند ."
- و تضاد در باطن تمدن مدرن که در تمام صور آن به مراتب قابل مشاهده است بیش از همه جا در رفتار سردمداران دول امپریالیستی مشخص است "آنها از ارزشها سخن می گویند اما فقط بر اساس منافعشان عمل میکنند: کانال پاناما و نفت
- جالب آنجاست که مخافان پیشین امپریالیسم اکنون به چهره حامیان هذیان گوی امپریالیسم آمریکا درآمده اند و ما ایرانیان با نگاهی هرچند کوتاه و گذرا میتوانیم نمونه های فراوان این مجیزگویان وطنی را در جای جای تاریخ انقلاب و پیش از آن مشاهده کنیم
- رسانه های گروهی اهرم های فریب دهنده ی نظام های در ظاهر دموکراتیک و در باطن و حقیقت تام گرا یا توتالیتر غربی هستن تا به بهترین وجه اتفاق آراء عمومی را ایجاد کنند و علت این غفلت در انسان مدرن نسبت به این اسارت ، آزادی نفس اماره است . زندگی در آتمسفر فرهنگی رسانه ای غرب ما را به سمت و سویی میکشاند که در نتیجه ی آن احکام ارزشی و اخلاقی بشر غربی بصورت گزاره هایی بدیهی و غیر قابل تردید بنظر میرسد در حالیکه اینها (بطور مثال دموکراسی ، حقوق بشر ، نظریه ترقی تاریخی ، ...) در باطن خود فاقد هرگونه
حقیقتی هستند و ما تا زمانی که با این ارزشها تفکر میکنیم و خود را ملتزم با آنها میدانیم قادر به خروج از پارادایم های رایج نخواهیم بود و در نتیجه به به تفکری و نظامی خلاف آمد عادت نیاز داریم که انقلاب اسلامی بی شک طلیعه ی در اجمال همین طرز تلقی متفاوت از عالم و آدم و مبدا عالم و آدم است .
- نظام های توتالیتر و دموکراتیک نه دو نوع نظام سیاسی متاقبل بلکه دو صورت از حقیقتی واحدند که در یکی اراده ی عمومی با زور و در دیگری با فریب به جهتی خاص که خواست زمامداران است متوجه میشود و به همین دلیل قطعا دومی پیچیده تر و دیر پا تر است .
- " چگونه میتوان در این امپراتوری تاجران سود انگار بی رحم بورس باز حتی تصوری از آزادی داشت ؟ " و سخن در اینجاست که این امپراتوری شر تنها یک امپراتوری سیاسی نیست ! بلکه تحقق این مپراتوری منوط به تسخیر قلوب انسان های ساکن کره ی ارض است از طریق سلطه و هجوم فرهنگی .
- تنها راه ممکن انقلاب در ساحت فرهنگ و سیاست و اقتصاد و ... است که قبل از همه به تفکری خلاف آمد عادت نیاز است
از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
- تمدن ظلمت زده ی غرب یک کل تجزیه ناپذیر و به هم پیوسته است که در جهت ارضاء اهواء نفسانی بشر بورژوا در جهات مختلف بسط یافته است و مبداء و منشاء واحد آن همان مابدالطبیعه ی بشر مدار و یا اومانیستی است که التزام به هر جز آن دیگر صورت های آن را بی تردید به دنبال خواهد داشت (به تجربه ی سال های توسعه در دولت های سازندگی و اصلاحات نگاه کنید) .
- در این تمدن تمام اعتبارات لفظی در معانی کاملا واژگون وضع شده اند .( مثلا در ظاهر نسبیت اخلاقی و در باطن پوزتیویسم اخلاقی .) و ما نیز بدلیل غلبه ی تاریخی تمدن غرب درست همان الفاظ را با همان معانی به کار میبریم هرچند که آنها با حقیقت هیچ نسبتی ندارند .

- مباحث پیچیده ی فلسفی دوران قرون وسطی به تدریج به مفاهیم شبه فلسفی عصر روشنگری و بعد از آن تنزل یافت .

- طبقه ای نوظهور در سده 17 و 18 میلادی در غرب (عصر روشنگری) ارتباط میان صاحب نظران و متخصصین و عموم جامعه را بر عهده داشتند و صد البته در جوامع خودشان منشاء اثر و جامعیت بودند این طبقه همان روشنفکران و یا انتلکتوئل ها هستند .

- روشنفکری در معنای حقیقی و تام و تمام آن و با رجوع با سابقه و پیشینه ی تاریخی ایجاد آن هرگز در ملل شرقی(در معنای تمدنی نه جغرافیایی) امکان وقوع ندارد . به همین دلیل آن گروه از غربزدگانی که داعیه ی روشنفکری داشتند اولا روشنفکر در معنای حقیقی و غربی آن نبودند و ثانیا نسبتی فعال و موثر با جامعه خویشتن نداشتند همانگونه که در ایران میبینید . و اما در رابطه با افرادی چون جلال آل احمد و یا دکتر علی شریعتی باید گفت که این دو متفکر ارجمند ، نه روشنفکر به معنای خاص آن و متعلق به عرف خاص روشنفکری بودند و صد البته نتوانسته بودند خود را کاملا از آن طبقه جدا نمایند - نباید هم انتظار داشت - و طرح تئوری های چون بازگشت به خویشتن و یا کتابهایی چون در خدمت و خیانت روشنفکران و غربزدگی از سوی ایشان نشان از همان جایگاه بینابینی دارد .

- البته باید توجه داشته باشید که مراد از لفظ روشنفکر در اینجا معنای عام و مصطلح آن نیست که در آن صورت عالمان دینی هم روشنفکر محصوب خواهند شد بلکه منظور معنای اصیل و حقیقی آن که با رجوع به سابقه ی تاریخی و بستر وضع آن بدست می آید است .

- و اما راجع به سر انجام تمدن منحط غرب ، از زبان آلن دوبنوآ نویسنده ی فرانسوی : " ...غرب در تمام جنگها پیروز خواهد شد مگر در آخرین آنها . "

- " حقیقت بطی ء و صبورانه ، در بنیان باطل - که به ظاهر و به حکم عقل متعارف شکست ناپذیر مینماید - رخنه خواهد کرد و آن را در خود فرو خواهد پاشید . الیس صبح بقریب "

 والسلام علی من التبع الهدی


[ یکشنبه 87/11/13 ] [ 9:1 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله المومن

سلام

بنظر شما بهترین راه برای :

1. پیگیری مسئله اسرائیل و جنایات 60 ساله اش چیه ؟ (منظورم دقیقا وظیفه ی ما دانشجویان است)

2. ایجاد محیط ضد صهیونیستی و دغدغه مند نسبت به تحولات جهان اسلام در دانشگاه چیه ؟

3. یه برنامه بدید (کاملا مشخص و اجرایی) برای افرادی که فرم های استشهادی را پر کردن .

 

موفق باشید . یاعلی


[ سه شنبه 87/11/8 ] [ 5:23 صبح ] [ دازاین ]
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : دازاین[181]
نویسندگان وبلاگ :
کودکی به خط سالهای هزار و سیصد و انار
کودکی به خط سالهای هزار و سیصد و انار (@)[7]


قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برسان ! وصایای امام خمینی در بیمارستان به امام خامنه ای ...
موضوعات وب
امکانات وب
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 136724