سفارش تبلیغ
صبا

پرسشکده
[ جمعه 89/5/29 ] [ 8:3 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله ...

سلام ...

نپرسید اینترنت از کجا جستی که خب بالاخره همیشه میشود برای لحظاتی متصل شد به این دریای شر ...

 

آمدم بگویم چقدر خوب است که ما خدا نشدیم ... !

و چقدر خوب تر که همین حکیم ، رحیم ، رفیق ... خدای ماست ... همین ...

یا رفیق من لا رفیق له ...!

 

پ.ن 1 : بنده های خدا به گمانم مهم ترین محرک بشرند برای فرار الی الله وقتی خسته میشوی از اینهمه بودن ...الهی و ربی من لی غیرک ...

پ.ن 2 : بنده های خدا به گمانم مهم ترین مسیر تقرب به اویند وقتی بدانی بنده اند وقتی بدانی خدا کس دیگریست ...شرمنده ام که گاه دست طلب به سوی غیر تو بلند کرده ام ...

پ.ن 3 : این جمعه هم بدون تو ، ندبه ، و شرم و من ... الی متی احارفیک یا مولای ...

یاعلی ...


[ جمعه 89/5/29 ] [ 8:0 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله

سلام

برای ما تازه تعطیلات تابستانی به معنای واقعی داره شروع میشه و همزمان با ماه مبارک رمضان ... اینکه تا قبل از این چه خبر بوده با یه نگاه به آرشیو وبلاگ معلومه ... بابا این تابستون داره تبدیل به یکی از شلوغ ترین و خاطره انگیز ترین تابستونای عمرم میشه شوخی که نیس !!

اما همزمان با آغاز تعطیلات دسترسی به اینترنت هم بسیار محدود میشه و ترجیحا کلا مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ... پس این پست رو فعلا به عنوان آخرین پست تا 1 ماه آینده باید هی مشاهده بفرمائید ... دیگه به بزرگی خودتون ببخشید ...

اما یه کتاب دیشب خوندم که بسیار ما را مشعوف نمود گفتیم خوب است به دوستان هم پیشنهاد کنیم مطالعه بفرمائید چه دوستان از جنس متاهلش و چه از جنس مجردش ... کتاب روابط متکامل زن و مرد اثر استاد علی صفایی حائری (عین صاد ) که میتونید اطلاعات کامل رو از این لینک راجع به این کتاب بدست بیارید و حتی خریداریش کنید ! خصوصا خواندش را به خانم های جوان توصیه میکنم ... در کل کمتر میشود از خواندن کتابی تا این حد خوشحال شوم هر چند ممکن است به نظرتان عجیب بیاید !

اما مسئله آخر التماس دعای جدی جدی است ! همه کسانی که دارند این پاراگراف را میخوانند باید من را وقتی اولین لقمه افطار را در دهان میگذارند دعا کنند اگر نه ...

الهی هب لی کمال انقطاع الیک ... التماس دعا ... یاعلی


[ پنج شنبه 89/5/21 ] [ 6:1 عصر ] [ دازاین ]

بسم الله

سلام

در پاسخ به درخواست مدیر وبلاگ ما میتوانیم راجع به اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی . البته این متن برای یک کامنت تنظیم شده است زیاد سخت نگیرید :

 

1. در باب حدیث انظر الی ما قال اشتباهی همیشه صورت میگیرد ، قطعا مقام گوینده در فهم آنچه گفته شده موثر است ، که اگرنه بسیار کلمات حق که با اراده ی باطل از زبان اهل باطل گفته شده است ... کلمه حق یراد به الباطل ...

2. اگر هم منظور جناب مشایی صواب باشد که در آن شک است نحوه به کار بردن کلمات قطعا غلط انداز و اشتباه است اشتباهی که یا از سر نادانی است یا از روی خیانت که طبق فرمایش حضرت آقا نتیجه اش اغلب یکیست ...

3. شبهه و التقاط چیزی جز همین ابهام و ناخالص بودن کلام نیست چرا که باطل محض سریعا و اغلب به مدد فطرت روشن می شود آنچه محل لغزش است شبهات است که شبیه حق است و در باطن باطل ...

4. توجه به اعتراض افرادی مانند حضرت آیت الله مصباح ، دکتر حمید پارسانیا ، سرلشکر فیروز آبادی ، حجه الاسلام سالک و هشدارهای حجه الاسلام پناهیان ، آقای مرتضی نبوی و بعض دیگر از حضرات و آقایان در باب جناب مشایی و اندیشه هایش هرچند نمی تواند دلیلی محکمه پسند در رد کلام ایشان باشد اما مطمئنا قرینه ای بر بطلان و شبهناک بودن سخنان مشایی هست ...

5. مشایی حتی برفرض صحت قولش قطعا انسان کج فهم و بی بصیرتی است نگاهی هرچند از سر اجمال به دو دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد و دست اندازهایی که دست پخت جناب مشایی بوده است برای دولت و نظام و حزب الله کاشف از حماقت ایشان در عرصه سیاست است اگر نخواهیم سخن از خیانت به میان بیاوریم ...

والسلام علی من التبع الهدی ...


[ پنج شنبه 89/5/21 ] [ 2:25 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله

سلام ...

پیام داده : وبلاگت بیحال شده !

البته مدتی دسترسیم به اینترنت بسیار محدود بود ، و از آنجایی که خیلی سینه چاک اینترنت نیستم و زندگی بدون این ابزار را هم ترجیح میدهم زیاد دنبال فراهم کردن زمینه ی استفاده اش نبودم ، خب اینترنت که نباشد وبلاگ هم بی معناست ... این از این ...

اما علتش احتمالا کمی مهم تر از نرسیدن جرعه ای اینترنت است که جوینده یابنده بود ...

 

و اما اصل ماجرا ، آنچه انسان خلق میکند ، چه از جنس قلمیش چه از جنس تصویری و یا موسیقاییش همه و همه تبلور حال درونی اوست . انسان جز خود نمی آفریند ، مگر قلیلی از مخلصین که خود را از میان برداشته اند و دست از حدیث نفس شسته اند و غیر از کلام او ، نقش او و صدای سخن عشق چیزی ننوشته اند نه کشیده اند و نه سروده اند ، که این دسته ی اخیر همانقدر زیادند که سید مرتضی های آوینی فراوان ...

 حکما من نیز بی حال شده ام که این ویترین کوچک برای وب نوشته هایم نیز بی حال است ! و شاید حالم عوض شده است ...

آدمی زاد حالش که عوض می شود ( و یا شاید وقتی حالش به هم میخورد ) از دو فرسخی داد می زند که این بنده خدا نه آن بنده خدای سابق است ... کانه انداخته باشندت در یک چرخ گوشت و یا نه بهتر است بگویم از افتادن در یک چرخ گوشت نجاتت داده باشند و آن وقت از تو بخواهند که کار یک گوشت چرخ شده را انجام بدهی ...

 

چمدان سفر خانه خدا را که میبستم یک دفترچه هم برداشتم ، خیال میکردم آنقدر آنجا به خودم واخواهم ماند که باز از خودم و حالم بنویسم ...  

ازش بپرسیدم با نوشتن سفرنامه موافقی گفت آره خیلی خوبه ... خیلی خوب نبود راستش را بخواهی دفتر را سفید سفید برگرداندم ...

باز در راه بازگشت در فکر نوشتن از سفر بودم هرچند اینبار نه سفرنامه که مجموعه نکاتی از آنچه در چشمم آمده بود از بچه های کاروان و وهابی های عربستان و... ولی میبینی باز هم چشم من است که مهم است کی این حجاب را از میان برخواهم داشت؟ ... خدا نکند هیچوقت ... که تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز ...

کی میشود که من هم مثل سید بروم این خودنوشته ها را روی پشت بام هوای نفسم در گونی تکبرم بسوزانم و آن وقت مثل او قلم که میزنم انگار کلمات درست ، مستقیم ، بدون توقف از قلم خود خود خدا نازل میشوند و بعد او میشود دستت ، چشمت ، گوشت ، زبانت ...

 

شعبان هم تمام شد ...

راستش را بخواهید کل مناجات شعبانیه را میخواندم فقط برای اینکه برسم به اینجا که الهی هب لی کمال انقطاع الیک و بعد خجالت زده میشوم که آهای حواست هست چه میگویی ؟ تو هنوز نتوانستی از بند این کوچکترین تعلق های زمینی رها شوی چطور جرئت ... اما وقتی یاد این فراز می افتادم که الهی جودک بسط املی لبخندی می زنم که خدایا من چون تویی دارم و تو ...

 

رمضان در پیش است ...

رمضان را راستش را بخواهید نمیدانم بگویم به خاطر سحرهایش دوست دارم یا بخاطر افطار هایش بخاطر جوشن کبیر یا بخاطر ابوهمزه ... دعای سحر را بیشتر دوست دارم یا بک یا الله را ... علی را یا ... علی را ... علی ... یادم افتاد تمام رمضان یک طرف علیش یکطرف ... اصلا تمام خلایق یکطرف این موجود مقدس یکطرف ... خدایا بنازم به خلقتت ، فتبارک الله احسن الخالقین ...

 

فکر کنم خیلی حرف زدم ! خوب شد وبلاگم بیحال شده اگر نه ...

چند روز دیگر دوباره دست ما کوتاه میشود و اینترنت بر نخیل ! خواستم بگویم که یک موقع نگرانم نشوید یادتان نرود که بادمجان بم آفت ندارد ...

التماس دعا ...

یاعلی ...


[ دوشنبه 89/5/18 ] [ 4:37 صبح ] [ دازاین ]

بسم الله

سلام

برگشتم ...

بعدا به روز میشم ...

حرف بسیار است از این سفر ...

تاب نوشتنش کم ...

یاعلی ...


[ پنج شنبه 89/5/14 ] [ 1:29 صبح ] [ دازاین ]
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : دازاین[181]
نویسندگان وبلاگ :
کودکی به خط سالهای هزار و سیصد و انار
کودکی به خط سالهای هزار و سیصد و انار (@)[7]


قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌کس نمى‌تواند به شما آسیبى برسان ! وصایای امام خمینی در بیمارستان به امام خامنه ای ...
موضوعات وب
امکانات وب
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 136729